Overblog Suivre ce blog
Editer l'article Administration Créer mon blog

Publié par Patrick Granet

No ARMY  CAN STOP   AN   IDEA

به عنوان نمونه های تاریخی مشخصا رشد نسبی سازمان مجاهدین خلق و چریکهای فدایی خلق در بین جوانان قبل از انقلاب, محصول سرکوب , بن بست و انسداد در فضای سیاسی بود که از یکطرف نتیجه مستقیم عملکرد حکومت سلطنتی بودند که در ابتدا برای مبارزه با حکومت پهلوی تشکیل شدند و از طرفی دیگر به دلیل عدم توانایی دیگر تشکلات موجود تا آن زمان شکل گرفتند.

مجاهدین خلق و چریکهای فدایی خلق محصول مشخص یک دوران تاریخی سپری شده بودند و از جمله به همین دلیل بعد از قیام ۵۷ ضربات سنگینی را از طرف جمهوری اسلامی متحمل شدند و اگر چه مجاهدین خلق تا امروز توانسته اند تشکیلات واحد و متمرکز قبل از انقلاب خود را همچنان حفظ کنند اما چریکهای فدایی خلق بعد از انقلاب دچار انشعابات متعدد شدند و دیگر فقط نامی از آنها باقی مانده است و با چندین سازمان کوچک گوناگون مدعی که نتوانستند نیروی جوان را حول سازمان های خود و تلاش های سیاسی شان سازماندهی کنند.

جمهوری اسلامی توان و تجربه ضربه زدن به تشکلات کلاسیک و تمرکز گرا را دارد و به نوعی آنها را ناکارآمد کرده است و از طرفی دیگر ,تشکلات موجود , جذابیتی برای جوانان ایران ندارند و ساختارهای تشکیلاتی آنها کاملا برای رژیم شناخته شده است و در دوران ۳۵ ساله سرکوب فیزیکی سیستماتیک بسیاری از بهترین کادرهای حرفه ای خود را از دست دادند و جمهوری اسلامی براحتی می تواند تاثیرات مبارزاتی آنها را خنثی کند.

باید توجه داشت که تجربیات و دانش سیاسی خود جوانان حتی از رهبران احزاب موجود سیاسی هم بیشتر هست بنابراین برای رهبران و خود احزاب هم اهمیتی قائل نیستند و جذب آنها نمی شوند و نظرات و شیوه مبارزه آنها برای جوانان هیچ جذابیتی ندارد .

مجاهدین و چریکهای فدایی در زمان شاه در حالت تهاجمی بودند اما سالهاست که آنها به حالت تدافعی افتاده اند و توان ضربه زدن به رژیم را ندارند و مبارزاتشان فاقد ابتکار و خلاقیت مبارزاتی است.

از آنجائیکه آنارشیست ها تشکیلات واحد سازمانده و سازمانگر ندارند و هر فرد آنارشیستی از خلاقیت فردی خود به طور مستقل و غیرمتمرکز در مبارزه بهره می برد و خلاقیت خودش را در مبارزه بکار می بندد و تنوع مبارزاتی غیر دیکته شده باعث می شود که رژیم نتواند حرکت آنارشیستها را پیش بینی کند و نتواند نقاط حساس این جریان مبارزاتی را که یک جریان فکری مبارزاتی است (و نه یک نشکیلات مشخص مبارزاتی ) را پیدا کند ( چراکه مرتب شیوه مبارزاتی خود را تغییر می دهندو جریان فکری را نمی توان منهدم کرد یا از گسترش تفکر مبارزاتی درون جامعه جلوگیری کنند ) و یا در تشکل مشخصی نفوذ کند (چراکه فاقد تشکل مشخصی هستند) و به کل جنبش آنارشیستی ضربه بزند و همین مشخصات , ابتکار عمل و مانور زیادی در مبارزه را برای آنارشیستها فراهم می کند.

آنارشیسم تشکیلات نیست که بتوانند آن را نیست و نابود کنند بلکه آنارشیسم یک اندیشه مبارزاتی است و اندیشه را نمی توان از بین برد و منهدم کرد.آنارشیستها مستقل ,غیرمتمرکز و متنوع فعالیت و مبارزه می کنند و هر آن توانایی تغییر شکل مبارزاتی را دارا هستند و مدام در حال شدن هستند.

به همان نسبت که دولتها از تکنولوژی برای سرکوب استفاده می کنند ,آنارشیستها نیز باید تلاش کنند که از وجود تکنولوژی در مبارزه بیشترین بهره را ببرند و آن را مد نظر خود قرار دهند به عنوان مثال اکنون دولتها در جنگها و برخی از پیتزافروشی ها از پهپاد استفاده می کنند بنابراین اگر مبارزین هم در آینده به پهپاد مجهز شوند کارایی مبارزاتی آنها بسیار افزایش پیدا خواهد کرد. ضمنا اگر روزی مانند جنبش ۸۸ در ایران مردم میلیونی به خیابان بیایند قطعا رژیم از پهپاد هم استفاده خواهد کرد بنابراین از امروز باید برای راهکار مقابله با آن چاره اندیشی کنیم.

بابد توجه داشت که آنارشیسم از قرن ۱۹ تاریخچه مبارزاتی در جهان دارد اما در ایران در این چند سال اخیر شناخته شده است و در واقع درپاسخ به سرکوب رژیم در چند سال اخیرمخصوصا بعد از مقطع زمانی ۸۸ شکل گرفته است ( و نقاط ضعف جنبش سبز را ندارد و جنبش سبز یک جریان مبارزاتی نبود که نتیجه سرکوب رژیم باشد بلکه صرفا نتیجه تقلب در انتخابات بود و در مقابل سرکوب تنوانست ایستادگی کند و ماهیتا در مقابل سرکوب ناتوان بود و در کل تدافعی بود تا اینکه تهاجمی باشد و مطالبه محور اصلاح طلبی بر آن حاکم بود) و به دلیل عملکرد پیچیده مبارزاتی آنارشیستی است که مبارزات آنارشیستی مشخصا برای مقابله با توحش و خشونت رژیم شکل گرفته است و قادر است که در آینده نه چندان دور توانائی مقابله گسترده با رژیم را دارا شود چراکه روزبروز جوانان بیشتری خود را با آنارشیسم و مبارزات آنارشیستی تعریف می کنند که سیاست تهاجمی خواهد داشت و نه تدافعی و هدفشان کشاندن رژیم از حالت تهاجمی به حالت تدافعی خواهد بود و در مراحل بعد از آن دیوار تدافعی رژیم هم خواهد شکست.جوانانی به مبارزات آنارشیستی خواهند پیوست که جسارت بالایی دارند و سری نترس که برای پیروزی و ضربه زدن به رژیم خود را با تفکر آنارشیستی تعریف خواهند کرد و با خلاقیت و جسارت خود در آینده ای نه چندان دور به ستوه درخواهند آورد.

پس مشخصا رشد گرایش آنارشیستی در بین جوانان, محصول سرکوب , بن بست و انسداد در فضای سیاسی است که از یکطرف نتیجه مستقیم عملکرد حکومت اسلام ناب محمدی است که در ابتدا برای مبارزه با حکومت اسلامی شکل گرفته است و از طرفی دیگر به دلیل عدم توانایی دیگر تشکلات موجود تا این زمان از جمله باعث شده که این گرایش سیاسی تا حدی در بین بخشی از جوانان رشد کند.

Commenter cet article